متون ديني را خوانديم ، به اقامه قسط رسيديم ؛ به جملات امام «ره» پناه برديم ، از اسلام مستضعفين و تاريخ تلخ و شرم آور محروميتها شنيديم ؛ به رهبري مراجعه کرديم ، رسالت دانشجوي متعهد را سؤال از ظلمها و بي عدالتيهاي رايج يافتيم ؛ حال چرا اين واجبات مؤکد ، متروک و مهجور مانده اند و توجهي نمي شوند. . . !؟! اما ، در اين ميانه ، ابوذران زمانه کجايند تا روزه سکوت بشکنند و استخوان از گلو برگيرند؟

آنچه مي خوانيد متن سخنراني آقاي وحيد جليلي در تجمع روز دانشجوي دانشجويان زاهدان است که در حمايت از رهبري و با موضوع «عدالت اجتماعي» بر پا شده بود . باشد‌که همتمان مضاعف گردد ان شاء الله.

بسم الله الرحمن الرحيم

دوستان ما، در انجمن اسلامي دانشگاه به مناسبت برگزاري تجمع ، بيانيه اي صادر کردند و مطالبي را ذکر کرده اند از جمله اينکه گفته اند: «چگونه تا به حال ، سخن از بي عدالتي ها به زبان نمي‌آورديد ، ولي زماني که آيت ا... خامنه اي مبارزه با مفاسد را مطرح کرد ، چنان که واژة جديدي به ادبيات سياسي نظام وارد گشته باشد ، هر لحظه دم از عدالت مي زنيد و . . .» ، اين دوستان خيلي هم نسبت به ما خوش بين بوده اند و لطف داشته اند. کجا ما هر لحظه دم از عدالت زديم ؟

سه سال است که رهبري استراتژي نظام را مبارزه بي‌امان با فقر و فساد تبعيض بيان کرده بچه بسيجي‌ها بياورند کارنامه‌شان را قبلش و بعدش . کي‌ گفته که ما براي رهبري کارکرده‌ايم . وسط دعوا بعضي‌ها نرخ تعيين مي‌کنند. سخنراني‌هاي امر به معروف و نهي از منکر رهبري را در سال 71 ببينيد، بعد امروز ادعا کنيم .

ولي بحمد ا... بعد از سالها يک کورسويي به چشم مي‌خورد که از قرار معلوم يک مقدار بچه‌ بسيجي‌ها به خود آمده‌اند و همين است که خيلي خطرناک است. براي چپ بسيار خطرناک و براي راست بسيار خطرناکتر که بچه حزب اللهي وارد ميدان بشود و با‌ رهبري پيوند بخورد. دو تا جناح ، يک سري اشکالات اختصاصي‌ دارند. يکي به مردم معتقد نيست، ديگري مثلاً به اسلام معتقد نيست، هرکدام اين اشکالات اختصاصي را در آن يکي رصد مي‌کند و آن را آماج مي‌کند براي اينکه خودش را نجات بدهد. امروز آماج ما بايد اشکالات مشترک دوتا جناح باشد توي مجلس طرف مي‌آيد پشت تريبون مي‌ايستد و شروع مي کند به سخنراني کردن . دم از اسلام، ولايت و انقلاب ميزند، شروع مي‌کند به تهديد کردن؛ آي کساني که فکر کرديد مي‌توانيد اسلام را نابود کنيد ما تا پاي جان ايستاده ايم، فلان ، بهمان... مي‌آيد پايين .

نفر بعدي مي‌رود؛ آي کساني که فکر مي کنيد مي‌توانيد آزادي مردم را سلب کنيد ما تا پاي جان براي آزادي ايستاده‌ايم . هردو تايشان از مجلس مي‌آيند بيرون سوار پژوه پرشياي دزديشون مي‌شوند مي‌روند توي فلان محلة بالا شهر تهران توي خونه‌هاي ديوار به ديوار هم زندگي مي‌کنند ، سفرهاي خانوادگيشان با هم،‌ عمره‌شان با هم، اين طرف و آن طرفشان با هم، در معيشتشان در زندگيشون در سلوکشان وقتي نگاه مي‌کني عين هم ، وحدت کامل و وقتي به تريبونها مي‌رسند يقه همديگر را مي‌گيرند يک جوري نشان مي‌دهند اوضاع را کأنه ما دشمن خوني هستيم با هم .

و ما بايد بشينيم ، منِ بسيجي بايد در دفاع از يک جناح وارد عمل بشوم منِ انجمن اسلامي بايد در دفاع از يک جناح ديگر وارد عمل بشوم و همه هم بايد مراقبت کنيم که مبادا اين وضعيت دوقطبي به هم بخورد ! من و شما مگر چقدر با هم فاصله داريم که بايد سر مطامع ديگران و قدرت پرستي ديگران با هم درگير بشويم تا کي اين مرزهاي توهمي بايد ما را از هم جدا بکند؟

نيمه شعبان رهبري در مصلا سخنراني کرد ، گفت: حتي ثروت اندوزي حلال بر مسؤولين جمهوري اسلامي حرام است ، با تعابير بسيار صريح و تند . جمعه‌اش نماز جمعه شد آقاي يزدي در تهران و همة ائمه جمعه در سراسر کشور بايکوت کردند اين حرف را ،يک کلمه حرف نزدند .اين سکوت اينها از هر فريادي بالاتر است؛يعني شما رهبر انقلاب هستي ولي حد خودت را بشناس! چهارشنبه بعدش رهبري پيام داد به جنبش دانشجويي، پيام بي‌سابقه رهبري، جمعه‌اش آقاي رفسنجاني آمد نماز جمعه، پيامي که (رهبري) گفته بود عدالت بايد سرلوحة تمام مسائل کشور قرار بگيرد و جوانان و‌ دانشجويان از کساني که مظنون به تخلف اقتصادي هستند جواب بخواهند در هر سطحي ، باز بايکوت شد . با اينکه روال اين است که توي نمازهاي جمعه به بيانات رهبري در آن هفته اشاره بکنند . اين سکوت‌ها خيلي پيام داره ، اگر چه بسيجي‌ها اين سکوتها را نشنوند .

يک ماه بعد تجمع برگزار شد با نام مبارزه با مفاسد اقتصادي و حمايت از فرمايشات اخير مقام معظم رهبري و روزنامه‌ها تيتر کردند؛ نيم‌تاي پايين روزنامة رسالت شنبة دو هفته پيش تيتر زد: در حمايت از فرمايشات اخير مقام معظم رهبري و حکم اعدام آقاجري راهپيمائي کردند ، عجب! پس اين رهبري نيست که مهم است اين مطامع آنهاست که مهم است ...

اين توهمات را کنار بگذاريد اين فضا را بشکنيد ببينيد چه ظرفيتهايي که شکوفا خواهد شد ، چه حرکتهايي که انجام خواهد گرفت ، تا موقعي که اين وضعيت مزخرف دوقطبي که در فضاي سياسي جامعه وجود دارد توسط دو جناح القا مي‌شود به ما و به جنبش دانشجويي ، هيچ گامي بيشتر ازآنکه تا حالا رفته ايم نخواهيم رفت .

« ربنا اغفرلنا ذنوبنا و اسرافنا في امرنا و ثبت اقدامنا و انصرنا علي القوم الکافرين » مگر به همين راحتي مي‌توان گفت وانصرنا علي القوم الکافرين؟ مگر به همين راحتي مي‌تواني پيروزي بخواهي از خدا؟ نصرت بخواهي از خدا؟ قيد داره، شرط داره، بايد اول گناهان خودمان را به ياد آوريم. افراطها و تفريطهاي خودمان را به ياد آوريم ...

اين حرکت دارد شکل مي گيرد، اگر چه پشت خيلي ها به لرزه افتاده و تمام تلاش خود را بکار مي گيرند که مبادا جنبش دانشجويي يک جنبش يکدست و واحدي بشود و مطالبات واقعي ملت را طلب کند . همه بايد از سوء استفاده و از سوء استفاده‌چي ها فاصله بگيريم و اين هم راه دارد . ذهن خودتان را آزاد کنيد ، با تقوا باشيد . تقوا يعني چه ؟ يعني ترسيدن از خدا ؟ افغير الله تتقون ؟ تقوا يعني نترسيدن از غير خدا .

تقوا يعني اينکه وارد ميدان مبارزه که شدي و حق را خواستي و عدل را خواستي و ديدي که در اين مسير خيلي ها هستند که مي خواهند خود را به تو منتسب کنند و دامنشان آلوده است در مقابلشان بايستيد «الذين يبلغون رسالات الله و يخشونه و لايخشون احداً الا الله» ، بچه بسيجي اگر به ادبيات قرآني خود بازگردد ، هيچ کس نمي تواند جلودار او باشد. اگر ما بسيجي بوديم ، وضع به اينجا مي رسيد مگر ؟ بارها و بارها رهبري فرياد زد ، گفت بسيجي بايد در وسط ميدان باشد تا فضيلتهاي اصلي انقلاب زنده بماند ، ما همه نشستيم به تماشا کردن . گفت : امر به معروف کنيد نهي از منکر کنيد ! رفتيم تو خيابونها مشغول شديم به چهار تا لاخ مو و فلان، گير دادن ! باز رهبري نهيب زد : مفاسد فقط فرهنگي نيست مفاسد اقتصادي هم هست ، سياسي هم هست . امر به معروف سياسي کنيد امربه معروف اقتصادي کنيد ! سال 71 . باز ما به دنبال کار خودمان! دوسال پيش آقا در خطبه هاي نماز جمعه ، امر به معروف و نهي از منکر را تبيين کرد ، گفت نرويد به دنبال منکرات دسته دهم و نهي از منکرتان فقط معطوف به اقشار پايين نباشد . اصل امر به معروف ونهي ازمنکر بايد در مقابل حکومت صورت بگيرد ، اينها جملات رهبري است از کدام رهبري داريم حرف مي زنيم ، چقدر واقعاً ما اطاعت کرديم حرف رهبري را ؟ پيروي کرديم از رهبري ؟ و خيلي هم خوشحاليم ، برادران انجمن آمدند به ما گفتند که شما تا آقا يک چيزي مي گويد ، سريع راه مي افتيد . کي گفته اينچنين حرفي را ؟ بارها و بارها آقا تو ميدان وارد شده و فرياد زده و فراخوان کرده ، شما و ما چه کار کرديم ؟ همين هفته پيش دانشگاه شريف بودم ، سه سال پيش رهبري در جمع دانشجويان دانشگاه شريف بود و از ايشان پرسش شد که شما چرا خودتان مستقيم عمل نمي‌کنيد ؟ چرا مصداقي عمل نمي کنيد ؟ ايشان استقبال کرد ، گفت: سؤالات خوبي است شروع به درد دل کردند متنش هم چاپ شد همه اش هست ، گفت: عدالت را به مطالبه افکار عمومي تبديل کنيد تا من بتوانم برخورد کنم با اينها ، در کليات هم معطوف نشد و آنقدر جزيي و کاربردي حرف زد که ديگر هيچ حجتي باقي نماند : کجا بهتر از دانشگاه که درباره عدالت اجتماعي صحبت بشود ؟ ميزگرد گذاشته بشود ؟ هفتة پيش از بچه هاي شريف سؤال کردم : بچه هاي بسيج شان ، گفتم در اين سه سال چه کار کرديد؟ گفتند : هيچ ! هيچ ! گفتم : يک سمينار ؟ يک ميز گرد ؟ کارهايي که هزينه اي هم ندارد . فقط ياد گرفته اند :

ما مـنتظــريـم تا محــرم گردد هنگـامـة امتحـان ميسـر گردد

ما مي دانيم و تيغ و حلقوم شـما يک مو ز سر علي اگر کم گردد

اين شده شعار ما! شعار شيعه را که : کل يوم عاشورا و کل ارض کربلا را تغييرش داديم ! ما منتظريم (!) تا که محرم گردد . . . آقا ! هر روز محرم است ، هر روز عاشورا است هر زميني و هر زمينه اي کربلاست. ما فقط بسيجي بحرانها هستيم ! ؟ فقط بايد بحراني پيش بيايد تا ما خودي نشان بدهيم ؟ بله البته که ما اگر بحران پيش بيايد هستيم توي صحنه . ولي همه اش اين نيست ، رهبري پيرو مي خواهد و نظام امامت يک نظام منقطعي نيست که سالي يک بار سالي دو بار بگويند بريزيد توي خيابان ها و راهپيمايي کنيد ، روز قدس و ... هر روزِ ما و هر شبمان بايد دردغدغه آرمانهايمان بگذرد ،« من نام شبعان و اخوه المسلم الجائع فليس بمسلم »: يعني اگر شب سير بخوابي و برادر مسلمانت گرسنه بماند کافري ! مسلمان نيستي . آنهايي که دست به تکفير شان خيلي خوب است چرا ازاين تکفير ها نمي کنند ؟ کفر يک معناي ديگري هم دارد در دين ما . سير بخوابي و برادرت گرسنه باشد مسلمان نيستي ، کافري . اين احاديث کجاست ؟ اينهاچرا روي در و ديوار مساجد ما نمي خورد ؟ در و ديوار مساجد ما پر شده است از احاديث فردي ! قال علي(ع) : تواضع چيز خوبي است ، قال الصادق (ع) : به پدر و مادر خود نيکي کنيد . بابا ! « الملک يبقي مع الکفر و لا يبقي مع الظلم» اين حديث نيست ؟ يا اينکه « و ما اخذ الله علي العلماء ان لا يغاروا علي کظه الظالم و علي سغب المظلوم» حديث نيست ؟ چرا نؤمن ببعض و نکفر ببعض ، برخورد مي کنيم ؟ چرا نگرش توحيدي نداريم ؟ توحيد يعني چه ؟ توحيد يعني خداي فرد همان خداي جامعه است . همان خداي سياست همان خداي اقتصاد و همان خداي فرهنگ است ، خداي پروندة المکاسب همان خداي پترو پارس است . يک خداست . ما توحيدمان اشکال دارد که عدالتمان به مشکل دچار شده .

امروز اگر اعلام کنند در فلان ميدان زاهدان مثلا چهار تا خانم روسري خود را برداشتند ، کلي حرکت به راه مي افتد ، غيرت ديني ما به جوش مي آيد ، يک خانمي توي يک سميناري توي يزد ، فلان منکر را مرتکب مي شود ، تا عمق روستاهاي آذربايجان خبردار مي شوند ؛ مش حسن به مش حسين رو مي کند : خبرداري کشور را فساد گرفته !

تو همين استان ،‌ کساني زير بار فقر له بشوند ، چهار تا دختر ايلامي از فرط فقر خودکشي کنند ، نه بيانيه‌اي صادر مي شود و نه کفن پوشي به راه مي افتد ، چه ديني است ؟ اين دين غنا است ، معلوم است مردم ازدين گريزان مي شوند، اين دين کاريکاتوري که يک جزء آن به شدت آماس کرده و اجزاء ديگر آن به شدت نحيف مانده است و مهجور مانده و طرد شده .

ولايت يعني چه ؟ « انما وليکم الله و رسوله و الذين ءامنوا الذين يقيمون الصلوه و يوتون الزکوه و هم راکعون » اين آيه اي است که شيعه و سني آنرا در وصف علي (ع) گفته اند ، ماجراي صدقه دادن در هنگام نماز ، مي فرمايد که ما ولايت را به کسي داديم و کسي را بر شما والي قرار داديم که دين را در تماميتش و در کليتش مطرح بکند و آن راحفظ کند . ما توي آن مسجد اگر بوديم چه مي کرديم ؟ اگر سائل وارد مي شد ؟ جز اين بود که بلند شويم و نماز بخوانيم !؟ پيش خدا که حجت داشتيم ، خدايا من داشتم نماز مي خواندم ، پيش خودمون هم ، وجدانمون سرافکنده نبود...براي فرار از مسووليت اجتماعي !

اين دو تا شانه به شانة هم مي شود ولايت . فرمود : « اليوم اکملت لکم دينکم »، روز غدير دين کامل شد چون يک نفر را گذاشتند آن جا که دين را در کمالش حفظ بکند .

در اميرالمؤمنين ما چه مي بينيم ، در اوج عبادت و در اوج ولايت شانه به شانه هم ، اسلام نابي که ما از آن‌ حرف مي زنيم يعني اين ، اسلام معنويت و عدالت ، هر کدام از اينها حذف بشود ديگر اسلام ناب نيست . الگوهاي ما در تاريخ هم همين‌ها بوده اند، هرکس به اين دين معتقد است يا علي ! ما با هم برادريم ، مي خواهد هر اسمي داشته باشد و هر کس مي خواهد باشد ، هرکه به اين معتقد نباشد ما از او برائت مي جوييم .

بايد برگرديم به مباني انقلاب اسلامي و اسلام انقلابي و مباني امام ، مبناي امام اسلام ناب است ، اسلام ناب يعني اسلام معنويت و عدالت . آن دسته اي که فکر مي کنند آرمانهاي اجتماعي اعم از آزادي و عدالت و حق مردم و اينها را مي شود بدون اهتمام به معنويت ناب پيگيري کرد آنها هم منحرف اند و آن گروهي هم که فکر مي کنند صرفاً با اعتکاف و جمکران رفتن و مستحبات و صرفاً زيارت عاشورا خواندن و اينها ، وظيفة ديني خودشان را انجام مي دهند ، آنها هم در اشتباهند . اينها بايد جمع بشود با هم .

هيچ چيز، جاي واجبات ما را نمي گيرد ، متاسفانه ما در فرار از واجبات ديني به مستحبات پناه مي بريم ، فکر کرديم که 10 تا زيارت عاشورا بگذاريم ، جايگزين سکوت ما در برابر ظلم و جايگزين بي همتي ما در برابر فقر محرومين و تکاثر متکاثرين مي شود ! اينجور نيست .

همان قدر که دغدغه نمازها و روزه هاي قضا شده را داريم ، بايد دغدغه نهي از منکرهاي قضا شده مان را نيز داشته باشيم . چه نهي از منکر هايي که از ما قضا شد ، با توجيهات مختلف ! البته مطمئن باشيد حرکت آساني نيست ، بعد از سالها اين جنگ زرگري را کنار زدن و راه مستقلي را در پيش گرفتن و فارغ از مطامع و اميال جناحها ي مختلف ، با رهبري پيوند خوردن ، کار آساني نيست . خيلي ها مانع خواهند شد. خيلي ها جلوي آن را خواهند گرفت که ما مستقيماً با رهبري ارتباط داشته باشيم ، مستقيم حرفهاي او را بشنويم و در جهت تحقق آنها کار بکنيم ، ،کار سختي است ؛ و به دليل پيشينه اي هم که داشته ايم ، سکوتهاي گناه آلودي که داشته ايم ، سکوتهايي که در برابر بعضي ها ، خيلي از ظلم ها داشته ايم ، انتظار نداشته باشيد اعتماد ديگران بزودي به شما جلب بشود ، بعضي از اين بدبيني ها برحق است و بايد مرحله به مرحله « الذين جاهدو فينا لنهدينهم سبلنا » بايد با اتکا به خدا پيش رفت و با دريافتن مباني ، مباني امام را و مباني رهبري را بايد پيدا کنيم تا بر اساس آنها بتوانيم خودمان تحليل کنيم و به عمل و اقدام برسيم . آن موقع ، اگر صد نفر توجيه کنند که الان شب است ، مي‌گويي نه الان روز است .

درست است که آقا فرمودند فلان ، ولي . . . صد تا ولي مي آورند که حرف رهبري را بزنند زمين ، اما اين ولي ها ديگر در ما کارگر نيست . اگر قوة قضائيه پاي خود را از گليم خود درازتر کند عليه او بيانيه مي‌زنيم نخواهيم گفت آقا! تضعيف مي شود و فلان ! هيچ انحرافي و هيچ اشتباهي موجب تقويت نظام نمي شود .

سکوت در برابر هيچ انحرافي و هيچ اشتباهي هم موجب تقويت نظام نمي شود . بدبخت آن نظامي که بخواهد با سکوت در برابر ظلم ، پايه هايش مستحکم بشود . رهبري نظام ، امروز از ما سکوت نمي‌خواهد از ما تحليل مي خواهد از ما شناخت مي‌خواهد .

حرکت هم ، يک حرکت مستمري است ، انتظار نداشته باشيد که با دو تا راهپيمايي و سه تا تجمع و چهار تا بيانيه ، عدالت در جامعه محقق گردد ، اگر علم اين را بردا شته ايد که ما دشمن فساديم ، خواهان عدل و داديم ، اين هميشه بايد در کنار شما باشد ، اگر علم اين را برداشته ايد که ما انقلاب نکرديم تا از مردم دور شويم ، مسؤولين اشرافي اخراج بايد گردند ، دانشجو بيدار است ، از مفسدين بيزار است ؛ اينها بايد در عمل ما و اقدام ما استمرار داشته باشد و گرنه دروغي بيش نيست .

اميدوار هستيم که با رجوع به مباني و با گوش سپردن دقيق به رهنمودهاي رهبري ، خود را از قيد و بندهايي که درجامعه امروز ما وجود دارد و فضاي فکري و فضاي سياسي و فضاي دانشجويي ما را به خودش آلوده کرده نجات بدهيم و بعد سعي بکنيم که مجموعه حرکت دانشجويي و مجموعه حرکت مردمي را وارد فضايي بکنيم که ديگر نه فريب راست را بخورد و نه فريب چپ را ، ان شاء ا. . . ، سال به سال ، روز به روز به آرمانهاي انقلاب و تحقق آرمانهاي اسلام ناب نزديک تر بشويم .